تبليغاتX
There is always a better way, Think
کرکسی که بالش می سوزه دل غم به حالش می سوزه
روز از من خواهي پرسيد که کدام را بيشتر دوست

دارم " تو " يا " زندگي خودم " و من جواب خواهم داد

" زندگيم " و تو منو ترک مي کني بدون آنکه بدوني

تويي زندگي من !
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 13:22  توسط کرکس  | 

شرم تان باد اي خداوندان قدرت
بس كنيد
بس كنيد از اينهمه ظلم و قساوت
بس كنيد
اي نگهبانان آزادي
نگهداران صلح
اي جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون
سرب داغ است اينكه مي باريد بر دلهاي مردم سرب داغ
موج خون است این كه مي رانيد بر آن كشتي خودكامگي موج خون
گر نه كوريد و نه كر
گر مسلسل هاتان يك لحظه ساكت مي شوند
بشنويد و بنگريد
بشنويد اين واي مادرهاي جان ‌آزرده است
كاندرين شبهاي وحشت سوگواري مي كنند
بشنويد اين بانگ فرزندان مادر مردهاست
كز ستم هاي شما هر گوشه زاري مي كنند
بنگريد اين كشتزاران را كه مزدوران تان
روز و شب با خون مردم آبياري مي كنند
بنگريد اين خلق عالم را كه دندان بر جگر بيدادتان را بردباري ميكنند
دست ها از دست تان اي سنگ چشمان بر خداست
گر چه مي دانم
آنچه بيداري ندارد خواب مرگ بي گناهان است وجدان شماست
با تمام اشك هايم باز نوميدانه خواهش مي كنم
بس كنيد
بس كنيد
فكر مادرهاي دلواپس كنيد
رحم بر اين غنچه هاي نازك نورس كنيد
بس كنيد
+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 14:2  توسط کرکس  | 

هر روز هزاران سیب

در اطراف ما از درخت فرو می افتد

ولی آنچه وجود ندارد دیدگان نیوتنی است
+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 12:16  توسط کرکس  | 

نظرم نکرد
وسعت تنهاییم راحس نکرد
در میان خنده های تلخ گریه پنهانیم را حس نکرد
در هجوم لحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد
آن که با آغاز من مانوس بود لحظه پایانم را حس نکرد
حس...........
+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 12:6  توسط کرکس  | 

يك روز مي بوسمت ! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك « ابليس » تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم ... ! يك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد . مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني ، يا مثل خواب ديشب من كه نبايد تعبير شود ، مثل نجابت چشمهاي تو است ، وقتي كه توي سياهي چشمهاي من عريان مي شوند . عرياني اش پوشاندني نيست ، پنهان نمي شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 16:16  توسط کرکس  |