تبليغاتX
There is always a better way, Think
کرکسی که بالش می سوزه دل غم به حالش می سوزه

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم
شیشه قلبم آنقدر نازک شده که با کوچکترین
تلنگری می شکند
می خواهم فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم
که عمق دردم را در فریاد منعکس کنم
فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام
دلم به درد می آید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با آن روزها شیرینم
عجین کرد
بغض کهنه ای گلویم را می آزارد
نفرین به بودن وقتی با درد همراست
ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند
تنها با خاطراتم خوشم
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 14:26  توسط کرکس  |